جوان امروز را صفحه خانگی کنید نوار ابزار نوار ابزار جوان امروز ورود به سایت عضویت تبلیغات تماس با ما درباره ما صفحه اصلی
 
فروشگاه جوان امروز
جوان امروز

مسیر جاری: صفحه اصلي / اخبار ایران و جهان / اجتماعی

تبلیغات 
كتاب ملودي عاشقانه زيستن
ترانه های شاد کودکانه
کوچک کننده ی بینی
ساعت لمسی آکوا
چاپ طرح اختصاصی شما بر روی تی شرت
کلید حل مشکلات شما دست ماست!
ساعت دیواری مدل پرواز
یک پیشنهاد استثنایی برای علاقمندان به موسیقی
شرکت امید آیندگان توسعه پارس

زندگی نامه مرحوم روح الله داداشی

   ( تعداد نمایش: 1380 )
زندگی نامه مرحوم روح الله داداشی
شنبه 8 مرداد 1390   -  8:31 ب.ظ
زندگی نامه مرحوم روح الله داداشی
شاید هیچ‌کس نمی‌‌توانست پیش‌بینی کند پسر لاغری که در کنار بساطش در خیابان نزدیک خانه‌شان، آب‌انجیر خنک می‌فروخت، چند سال بعد نه تنها بارها مدال طلای قوی‌ترین مرد ایران را از آن خود خواهد کرد،
خاطرات خوش کودکی

شاید هیچ‌کس نمی‌‌توانست پیش‌بینی کند پسر لاغری که در کنار بساطش در خیابان نزدیک خانه‌شان، آب‌انجیر خنک می‌فروخت، چند سال بعد نه تنها بارها مدال طلای قوی‌ترین مرد ایران را از آن خود خواهد کرد، بلکه در مسابقات جهانی نیز حرف‌های زیادی برای گفتن خواهد داشت. روح‌الله - پسر بچه چشم‌آبی با موهای طلایی - هفتمین پسر خانواده داداشی ها بود. او بعد از شش پسر و چهار دختر خانواده به دنیا آمده بود، «برادرم بچه لاغر و رنجوری بود، اما از همان اول عاشق پرورش اندام بود. او عکس‌ها ی ورزشکاران پرورش اندام را تهیه می‌‌کرد، سر آنها را قیچی می‌کرد و سر خودش را جای آنها می‌گذاشت، او آن زمان اگر چه لاغر بود اما خصلت‌های ورزشکاری داشت و من در او چیزی می‌دیدم که دیگران نمی‌دیدند؛ به همین دلیل او را وارد ورزش کردم، خانواده‌ام به شدت با این موضوع مخالف بودند. می‌گفتند او ضعیف است و نمی‌تواند از خودش دفاع کند؛ اما برادرم بعد از دو سال ورزش، قهرمان پرورش اندام شد.» این‌ها را علی داداشی می‌گوید؛ مردی که هنوز مرگ برادرش را باور ندارد و دلش می‌خواهد هر آنچه اتفاق افتاده کابوس وحشتناکی باشد که با سپیده صبح روز بعد، مثل تاریکی شب، دست و پایش را جمع کند و دور و دورتر شود اما این کابوس وحشتناک انگار رفتنی نیست؛ «بچه که بودیم کنار خانه‌مان شتر می‌آوردند آنها را می‌کشتند و گوشتشان را پخش می کردند. یک بار روح‌الله رفته بود و داشت با شتر بازی می‌کرد که ناگهان یکی از شترها لگد محکمی به او زد و برادرم را چند متر آن طرف‌تر پرت کرد. گفتم حتماً بلایی سرش آمده، سریع به طرف او دویدم و خودم را به بالای سرش رساندم، صدایش کردم، روح‌الله با صدای من چشمانش را باز کرد و لبخندی زد.

مرد جوان با چشمانی پر اشک ، تبسمی می‌کند و ادامه می‌دهد:«از روح‌الله هزار تا خاطره خوش دارم. در یک روز تابستان، روح‌الله که خیلی خسته بود، رفته بود زیر ماشین یکی از مهمان‌هایمان و آنجا خوابش برده بود. مهمان ما هم بی‌خبر از روی او رد شد. وقتی مادرم از ماجرا باخبر شد غوغایی به پا کرد که نگو و نپرس. او را به بیمارستان رساندیم؛ اما آسیبی ندیده بود . خیلی زود او را به خانه آوردیم.» 

از دستفروشی تا قهرمانی
 
حالا قهرمان رفته است و تنها یاد و خاطره اوست که برای علی که با وجود هفت سال اختلاف سنی با برادر کوچکش، همیشه با او بوده و از او حمایت می‌کرد، به جا مانده است؛ «به محض تعطیل شدن مدارس و رسیدن تابستان، بساطش را نزدیک خانه‌مان پهن می‌کرد و شربت و آب‌‌‌انجیر می‌فروخت، خدا بیامرز پدرم می‌گفت پسر جان ما که نیازی به این پول نداریم؛ پس چرا این کار را می‌‌کنی؛ اما روح‌الله گوشش به این حرف‌‌ها بدهکار نبود و دلش می‌خواست روی پای خودش باشد . او سختی دستفروشی و تلاش برای فروش جنس در گرمای طاقت‌فرسای تابستان را چشیده بود؛ به همین دلیل بعد از موفقیت‌ها و کسب وضع مالی نسبتاً خوب، آن روزها را فراموش نکرد و به قول معروف خودش را گم نکرد.»
بیشتر بدانید :   • روح الله داداشی     • قویترین مردان ایران    
سایر خبرگزاری ها بصورت لحظه به لحظه :   • روح الله داداشی     • قویترین مردان ایران    
Share
نظرات کاربران پیرامون این مقاله  
ثبت نظر شما  
 
 
 
 




 
  فروشگاه جوان امروز  
مستند تخت گازمستند تخت گاز
قیمت: 32400- 22800 تومان
ماه صیامماه صیام
قیمت: 8400- 7200 تومان
کلید بهشتکلید بهشت
قیمت: 13200- 12240 تومان
نرم افزار شادونهنرم افزار شادونه
قیمت: 9000- 7800 تومان
  سبک زندگی فرهنگ و اندیشه اجتماعی دین و مذهب علم و دانش پزشکی و سلامت    
   
برچسب ها و کلمات کلیدی