کد : 6296
تاریخ درج مقاله : یک شنبه 26 مهر 1388 
حس ششم
همواره توجه به مسایل عجیب و غریب برای بشر جالب بوده و شاید به همین دلیل، حس ششم را می توان یکی از این مسایلی دانست که همه مان برای یک بار هم که شده، به آن فکر کرده ایم.
 گروه : علم و دانش / روانشناسی
همواره توجه به مسایل عجیب و غریب برای بشر جالب بوده و شاید به همین دلیل، حس ششم را می توان یکی از این مسایلی دانست که همه مان برای یک بار هم که شده، به آن فکر کرده ایم. اینکه بعضی ها از طریق الهام یا یک حس درونی از برخی مسایل آگاه شوند یا هشدارهایی در مورد وقایع احتمالی بدهند، ذهن خیلی از دانشمندان را هم به خود مشغول کرده و حالا سوال موضوع ویژه این هفته همین است که واقعا این حس چیست و چه قدر می توان به آن اعتماد کرد؟ ...

● سرازیری ناخودآگاه در خودآگاه

بعضی تیوری ها به دو نوع ناخودآگاه اشاره می کنند که دومین آن را که به ابر ناخودآگاه همان روح یا خود برتر می شناسند و می گویند در قدرت حس ششم تاثیرگذار است. در این تیوری دو نوع واقعیت وجود دارد: یکی طبیعی و یکی ماورایی. گفته می شود که حس ششم وقتی بروز می کند که انسجامی بین این دو نوع واقعیت برقرار شود و انسجام هم زمانی اتفاق می افتد که موانع واقعیت ها شکسته شود و این شکستگی، همیشگی نیست؛ یعنی فقط گاهی رخ می دهد، چون اگر دایم به وجود بیاید، تمام افکاری که در ناخودآگاه ماست به سمت ضمیر خودآگاه مان سرازیر می شود و ذهن قادر به تحمل این سیل اطلاعاتی نیست.

● خواب و حس ششم

وقتی انواع حس ششم را در نظر می گیریم، مساله خواب هم به عنوان یک عامل مهم مطرح می شود و طبق نظر برخی دانشمندان خواب با تیوری دو نوع واقعیت هم خوانی دارد. بر طبق این نظریه ها خواب هم به دو گروه تقسیم می شود: خواب های واقعی که در آنها اطلاعاتی روشن و واضح منتقل شده و معمولا مواردی در آن پیش بینی شده و هشدارهایی به فرد داده می شود و خواب های غیرواقعی که حاوی تصاویری فانتزی و نمادین است. این دانشمندان بر این باورند که خواب های واقعی از مسیرهای برقراری حس ششم است چون ضمیر خودآگاه به حداقل فعالیت رسیده است.

● حس ششم و غذاهای پرکالری

گروهی از دانشمندان آمریکایی کشف کردند که در مغز نوعی حس ششم وجود دارد که موجب می شود افراد به غذاهای پرکالری شیرین و پرچربی تمایل پیدا کنند.

تیم تحقیقاتی دانشگاه دوک آمریکا که نتایج تحقیقات خود را در تازه ترین شماره مجله نورون منتشر کرده اند، مکانیزم هایی را شناسایی کردند که سیستم پاداش مغزی را فعال می کنند. در حقیقت این مکانیزم ها همانند نوعی حس ششم مغز عمل می کنند که توانایی تشخیص قندها، چربی ها و هیدرات های کربن را دارند و تمایل افراد به غذاهای پرکالری وابسته به این مکانیزم ها است.

این کشف می تواند به ارایه توضیحات بهتری در خصوص دلایل ابتلا به چاقی مفرط کمک کند.

این دانشمندان در بررسی های خود از موش های آزمایشگاهی اصلاح ژنتیکی شده ای استفاده کردند که دارای یک بخش کلیدی از گیرنده های طعم که شیرینی را درک می کند، نبودند و بنابراین توانایی تشخیص طعم های شیرین را نداشتند.

این محققان با انجام یک سری از آزمایشات این موش های غیرحساس به شیرینی را با موش های عادی مقایسه و تمایل آنها را به یک محلول محتوی شکر و یک شیرینی با کالری زیاد مشاهده کردند. میزان شیرینی این ماده شیرین 600 برابر بیشتر از ساکاروز بود.

در این آزمایش مشخص شد که محلول آب و شکر نسبت به شیرینی حتی در موش هایی که توانایی درک طعم شیرین را نداشتند با استقبال بیشتری مواجه شد و این موش ها تمایل خود را به خوردن محلول ملایم آب و شکر به جای استفاده از شیرینی بسیار شیرین نشان دادند.

در این خصوص این دانشمندان اظهار داشتند: سیستم پاداش مغزی در کنار مناطق مغزی دیگری که به این حیوانات امکان شناسایی تحریکات خارجی مهمی را که برای بقای آنها اهمیت دارد، می تواند در نظر گرفته شود.

در حقیقت این سیستم پاسخ های رفتاری حیوان را به روشی چندگانه که امکان رودررویی دوباره این تحریکات را در آینده فراهم می کنند، افزایش می دهد.

عنصر کلیدی در این سیستم دوپامین است. دوپامین یک انتقال دهنده عصبی است که با قدرت به طعم غذاها به خصوص غذاهای غنی از قندها و چربی ها پاسخ می دهد.

به گفته این محققان، طعم یک مکانیزم کمکی است که به پیدا کردن پاداش واقعی یعنی کالری کمک می کند. درحقیقت نتایج این تحقیقات نشان می دهد که سیستم داخلی پاداش در موش ها در اثر مصرف کالری و مستقل از طعم فعال می شود و سطوح دوپامین، هورمون سرخوشی، برپایه مصرف کالری ها و نه در اثر طعم غذاهای مصرف شده افزایش می یابد.

به این ترتیب این تحقیقات می تواند به درک بهتر دلایل چاقی مفرط کمک کند و برای مثال توضیح دهد که چرا بعضی از افراد به مدت بسیار طولانی تمایل زیادی به خوردن غذاهای پرکالری دارند و هیچ تلاشی برای مصرف غذاهای کم کالری نمی کنند.

● حس ششم چیست؟

حس ششم یا درک ماورای حواس از موضوعاتی است که همیشه بحث برانگیز بوده. در تعریف این حس می گویند: درک اطلاعاتی است که از طریق حواس شناخته شده (لامسه، بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی) قابل شناسایی نیست و با تجربه های قبلی درک نمی شود. ابداع واژه حس ششم یا درک ماورای حواس توسط یک روان شناس آلمانی به نام رادولف تیشنر انجام شد و یک روان شناس دانشگاه دوک با نام جی بی راین آن ایده را برای برخی قابلیت هایی روانی مثل تله پاتی به کار برد. البته جوامع علمی این موضوع را هنوز رسما نپذیرفته اند چون پایه و شواهد علمی کافی نداشته و تیوری خاصی برای توضیح و توجیه آن وجود ندارد.

● حس ششم داریم یا نداریم؟

با وجود اینکه شواهد روزافزونی نشان دهنده وجود حس ششم است اما این موضوع با قوانین فیزیکی قابل توجیه و توضیح نیست. ضمن اینکه حس ششم به هوشیاری و ضمیر باطن بستگی دارد و این موضوع از عملکرد مغزی جداست. هم زمان برخی تحقیقات فیزیک کوانتوم به وجود جهانی ثانوی که غیرمادی است، اشاره کرده است و به همین دلیل، برخی دانشمندان وجود حس ششم را که به ماوراء الطبیعه مربوط است ممکن دانسته اند؛ چون دانشمندان آن را به بخش ناخودآگاه ذهن و حافظه مربوط دانسته اند.

● حس ششم و پیش بینی وقایع

یک باور عمده وجود دارد مبنی بر این که حس ششم در افراد هیپنوتیزم شده هم دیده می شود. افرادی که حس ششم قوی دارند بدون وجود شواهد و دلایل تجربی یا قابل درک با حواس پنج گانه می توانند موارد و وقایعی را حدس بزنند. آقای کارل سارجنت، روان شناس دانشگاه کمبریج، وقتی در مورد رابطه حس ششم و هیپنوتیزم شنید؛ آزمایشی را طراحی کرد که این ارتباط را اثبات کند. او 40 دانشجوی دانشگاه را انتخاب کرد که هیچ کدام سابقه حس ششم قوی نداشتند. آنها را به دو گروه تقسیم کرد؛ گروهی که قبل از انجام آزمایش با کارت های زنر هیپنوتیزم شدند و گروه دوم یا گروه کنترل که با آزمایش کارت های زنر بخش شده بودند. در گروه دوم متوسط امتیاز از 25، فقط 5 بود و کاملا به شانس و احتمال بستگی داشت اما در افرادی که هیپنوتیزم شده بودند امتیاز از 25، حدود 12 بود. نتیجه ای که سارجنت گرفت این بود که حس ششم با ذهن آزاد و رها و سطوح اصلی و عمقی هشیاری ارتباط دارد. در تحقیقات روان شناسی بر پایه همین ارتباط و اصل از هیپنوتیزم برای ایجاد حس ششم در سطوح بالا استفاده شده است. بررسی های بعدی هم این ارتباط را تایید کرده است چون دانشمندان معتقدند ذهن بیدار، هشیار و فعال که تحت تاثیر ورودی های مختلف ذهنی و محیطی قرار می گیرد، کمتر می تواند از حس ششم خود (اگر وجود داشته باشد) استفاده کند.

● سابقه حس ششم

سابقه حس ششم به عهد باستان برمی گردد و گفته می شود در بسیاری از فرهنگ های باستانی افرادی بوده اند که توسط چنین خصوصیتی با مردگان، ارواح و مواردی مشابه ارتباط برقرار می کردند.

در سال 1930 میلادی جی بی راین در کارولینای شمالی به همراه همسرش در مورد این حس بررسی کردند و آقای راین از یک سری کارت ساده با نام کارت های زنر (Zener) استفاده کرد که در حال حاضر به آن کارت های درک ماورای حواس یا حس ششم می گویند. این کارت ها اشکال دایره، مربع، خطوط پیچ دار، علامت به علاوه و ستاره را دارند. از هر علامت 5 کارت در یک بسته 25 تایی وجود دارد. یک سری کارت با ردیف خاصی چیده می شوند و فرد مورد نظر باید طرز چینش آن را حدس زده با حس ششم آن را درست بچیند. در سال های بعد تحقیقات متفاوتی نیز روی این حس انجام شد.

در حال حاضر بحث در مورد این حس با نگرانی های متخصصان علوم طبیعی همراه است چون معتقدند شواهد آماری آزمایشگاهی اثبات شده ای در این مورد وجود ندارد و اگر هم نتایج آماری وجود داشته باشد، بسیار اندک و ضعیف است. اما افرادی که در مورد این موضوع تحقیق می کنند معتقدند مطالعات بی شماری نشان می دهد که افراد خاصی همواره نتایج قابل توجهی از خود نشان داده اند و حتی بعضی از آنها نتایج شاخص و بالایی از این حس در خود نشان می دهند که اصلا قابل اغماض نیست.

● حس ششم 3

دانشمندان سه نوع حس ششم را مطرح می کنند:

▪ الهام قبل از اتفاق: در این نوع حس ششم، افراد توانایی پیش بینی آینده را دارند و وقایع و اتفاقاتی که در آینده رخ می دهد به نحوی به آنها الهام می شود. گفته می شود در دنیا یکی از معروف ترین نمونه هایی که این حس را داشته، نوستراداموس پیشگو است.

▪ تله پاتی: تله پاتی توانایی ارسال و دریافت تصاویر ذهنی است و یا خواندن آنچه در ذهن دیگران وجود دارد؛ یعنی فرد مورد نظر بدون صحبت با دیگران می داند در ذهن آنها در لحظه ای خاص دقیقا چه می گذرد.

▪ بصیرت: بصیرت یا بینش روشن یا روشن بینی، قدرت دیدن مواردی است که ورای دامنه طبیعی بینایی است؛ به عنوان مثال، برخی از این افراد ادعا می کنند که می توانند بدون هیچ دستگاهی برخی موجوداتی را که برای دیگران مریی نیستند، ببینند.

معمولا گفته می شود فردی که قدرت الهام قبل از وقوع امر و بصیرت را داشته باشد، می تواند تا حدی در مورد وقایع آینده اطلاعاتی بدهد.

● نشانه های حس ششم

طبق گفته متخصصان، افرادی که حس ششم دارند، می توانند بدون استفاده از حواس پنج گانه مواردی را حدس زده و در مورد آن اطلاع حاصل کنند. بعضی نظریه عجیبی دارند و معتقدند همه آدم ها تا حدی چنین توانایی را دارند اما این قابلیت در بعضی ها بیشتر است و نمود خاصی پیدا می کند. معمولا افراد با حس ششم قوی حس می کنند موردی خاص قرار است اتفاق بیفتد و آن مورد در واقعیت رخ می دهد. بعضی از این افراد خواب اتفاق خاصی را می بینند و آن اتفاق در بیداری عینا رخ می دهد. افرادی که حس ششم قوی دارند، در اغلب موارد خواب های واضح تر و کاملا مشخص تری نسبت به سایرین می بینند و این خواب ها را به خوبی به یاد دارند. بعضی از آنها تا حدی می توانند با خواب هایشان تعامل برقرار کنند و حتی گاهی چیزهایی می بینند که دیگران نمی بینند و مسایلی را می شنوند که دیگران نمی شوند. تمایل این افراد به مسایل ماوراء الطبیعه بیشتر است. افرادی که حس ششم دارند، قوه و قابلیت خلاقه بسیار بالایی دارند و دلیل آن را دریافت اطلاعات از منابعی غیرمعمول می دانند. بسیاری از نابغه های دنیا مدعی هستند که چنین حسی دارند.

● کوسه ها حس ششم دارند

مساله حس ششم در بین حیوانات هم بحث برانگیز است و بعضی دانشمندان معتقدند کوسه ها حس ششم دارند و همین حس باعث می شود سیگنال های الکتریکی را شناسایی کنند. البته بعضی دیگر از محققان معتقدند که کوسه ها شبکه ای از سلول های ویژه در سرشان دارند که این سلول ها می توانند الکتریسیته را شناسایی کنند و با کمک آن می توانند ماهی هایی که زیر شن ها پنهان شده اند را پیدا کنند چون این ماهی ها با انقباضات عضلانی خود سیگنال های الکتریکی ارسال می کنند که کوسه آنها را شناسایی می کند و این موضوع ربطی به حس ششم کوسه ندارد! محققان در تحقیقاتی به نقش ژن ها و وراثت در مورد حس ششم پرداخته اند و متوجه شده اند حین بررسی حس ششم با کارت های زنر، میزان تشخیص ترتیب صحیح کارت ها در دوقلوهای همسان بسیار مشابه تر از دوقلوهای غیرهمسان است. البته این محققان معتقدند این نتیجه ممکن است به دلیل روش های آموزشی مشابه و یا تجربیات یکسان در بازی ها باشد.


فرشته آل علی
روزنامه سلامت www salamat ir