کد : 25381
تاریخ درج مقاله : پنج شنبه 16 مهر 1388 
بحران هویت
یکی از با نفوذترین و مشهورترین روانکاوان عصر حاضر، اریک هامبورگ اریکسون (Erik Hamburg Erikson) است. وی سال 1902 در شهر فرانکفورت آلمان چشم به جهان گشود. مرگ زود هنگام پدر موجب شد مادرش با فردی به نام هامبورگر ازدواج کند.
 گروه : اجتماعی / جوان و جوانی / ویژگی ها ي جوان بودن
مسلما مساله هویت (identity) از موضوعات مهم و چالش برانگیزی است که نه تنها تک تک افراد در دوران حیات خود با آن مواجه می شوند، بلکه از جمله موضوعاتی است که طیف وسیعی از متفکران به انحای مختلف با آن درگیرند. صورت مساله هویت و ضمایم مربوط به آن، همواره در کانون توجه علوم مختلفی همچون جامعه شناسی، فلسفه، روان شناسی و... قرار گرفته است.

در این میان برخی روان شناسان بخش وسیعی از مطالعات خود را به این مساله اختصاص داده اند. بدون شک در بررسی این مساله نمی توان آراء و نظریات روان شناس مشهور آلمانی اریک هامبورگ اریکسون را نادیده گرفت. نگاه بدیع و متفاوت او به مساله هویت بخصوص بحران هویت، مقدمات نگارش این مقاله را فراهم آورد.

یکی از با نفوذترین و مشهورترین روانکاوان عصر حاضر، اریک هامبورگ اریکسون (Erik Hamburg Erikson) است. وی سال 1902 در شهر فرانکفورت آلمان چشم به جهان گشود. مرگ زود هنگام پدر موجب شد مادرش با فردی به نام هامبورگر ازدواج کند.

این حادثه نقش مهمی در حیات اریکسون داشت، زیرا با بررسی آثار اولیه او می توان به این نکته پی برد که در نگارش آثار اولیه اش از نام خانوادگی ناپدریش هامبورگر استفاده کرده است؛ اما پس از آن که تبعه آمریکا شد از نام پدر خود در نوشته هایش استفاده کرد. اریکسون پس از اخذ دیپلم انسانی به کار هنری روی آورد؛ کاری که به گفته خود او در اروپا برای جوانان به منزله بیکاری است.

اندکی بعد در سال 1925 به وین رفت و در انستیتوی روانکاوی که تحت نظر فروید و آگوست آشیرهورن بود آموزش تحلیل روانی را فرا گرفت. همچنین به مدت یک سال به عنوان محقق روان شناسی در بخش روانپزشکی اعصاب دانشکده پزشکی هاروارد مشغول به کار شد.

سال 1942 به عنوان پروفسور روان شناسی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا به تدریس پرداخت. پس از گذشت 7 سال از تدریس در دانشگاه، با نگارش نخستین کتاب خود با عنوان <کودک و جامعه> چارچوب نظریه تحولی خود را مطرح کرد.

در کارنامه علمی اریکسون، در کنار مقالات و کتب متعدد و گوناگون، به پژوهش های علمی گوناگونی برمی خوریم که وی درباره مسایل رشد آدمی انجام داده است. به عنوان مثال سال 1965 او در سفری به هندوستان به مطالعه و بررسی مسایل نسل ها و چگونگی رشد مهاتما گاندی در دوران کودکی پرداخت.

بی تردید طرح مفهوم بحران هویت (identity crisis) یکی از دلایل شهرت او در محافل علمی و روان شناسی است. برخی معتقدند اریکسون در طرح نظریه اش از بحر ان هایی تاثیر گرفته که خود در زندگی تجربه کرده است. بررسی ها نشان می دهد وی با بحران های مختلفی در زندگی اش مواجه بوده است.

نخستین بحران مربوط به ناپدری اش بود. او سال ها گمان می برد نام خانوادگی اش هامبورگر است و ناپدری اش را پدر واقعی خویش تصور می کرد. دومین بحران در مدرسه رخ داد. با این که او در آلمان تحصیل می کرد و خود را یک آلمانی می پنداشت، اما همواره مورد طرد همکلاسی هایش قرار می گرفت. یهودی بودن او علت اصلی طرد وی توسط همکلاسی هایش بوده است.

از سوی دیگر دوستان یهودی اریکسون به سبب بور بودن و شباهت قیافه او به آریایی ها، از وی دوری می جستند. در اواخر دوران دبیرستان نیز اریکسون بحران دیگری را تجربه کرد. به همین دلیل برای مدتی از جامعه کناره گرفت و در جستجو هویت سرگردان خود بود. بحران هویتی اریکسون با ورود وی به وین و انتخاب شغل معلمی و ازدواج خاتمه یافت.

بدون شک اریکسون نه تنها در میان متخصصان، بلکه بین مردم عامه نیز محبوبیتی خاص داشت و عکس وی در پشت جلد مجلاتی همچون نیوزویک و نیویورک تایمز چاپ شد. مطالعات وی در روانکاوی، تعلیم و تربیت و مددکاری اجتماعی از اهمیت خاصی برخوردارند.

به جرات می توان گفت که علم روان شناسی رشد، بیش از همه خود را وامدار اریکسون و مطالعات وی پیرامون تکامل مستمر شخصیت در سراسر عمر می داند.

● تکوین هویت شخصی

رشد هویت معمولا یکی از جنبه های رشد خود در نظر گرفته می شود. رشد خود نیز یکی از مباحث مهم مطرح شده در قلمرو روان شناسی رشد است که حاوی موضوعات مهمی همچون رشد مفهوم خود، عزت نفس (Self esteem) یا ارزش نهادن به شایستگی های خود، رشد شناخت دیگران و رشد هویت است.

از نگاه اریک اریکسون یکی از تکالیفی که انسان در دوران نوجوانی با آن مواجه می شود تکوین هویت شخصی (personal identity) است. این بدان معناست که نوجوان برای دستیابی به هویت شخصی خود با پرسش های مهمی چون من کیستم؟ مقصدم کجاست؟ هدف از حیات چیست؟و... مواجه می شود. روندی که نوجوان طی چند سال برای پاسخگویی به این پرسش ها طی می کند به عنوان جستجوی هویت نامیده می شود.

برخی بر این اعتقادند که چنین جستجویی در جهت شکل گیری هویت، دوره نوجوانی را به دوره ای مملو از دشواری ها و مخاطرات تبدیل می کند و به همین دلیل سخن از بحران هویت به میان می آورند؛ اما در این میان اریکسون موضعی متعادل تر اتخاذ کرده و از منظری دیگر به مقوله بحران هویت نگاه می کند.

● بحران هویت

یکی از نکات مهم در نظریه هویت اریکسون توجه به این مطلب است که رشد شخصیت امری است که در سراسر عمر آدمی اتفاق می افتد. از سوی دیگر موضوع اصلی در رشد شخصیت، جستجوی هویت است. اریکسون عمر انسان را به 8 مرحله رشد روانی و اجتماعی تقسیم می کند.

در هر یک از این مراحل، فرد با تعارضی مواجه می شود که باید آن را حل کند. منشاء تعارض از آنجاست که فرد در مواجهه با محیط، انتظارات تازه ای برایش ایجاد شود. اریکسون چنین برخورد هایی با محیط را بحران (crisis) می گوید. فرد در هر مرحله و در هر مواجهه با بحران 2 راه پیش رو دارد: یک راه سازگارانه و یک راه ناسازگارانه.

از نگاه اریکسون حل رفع هر یک از بحران ها موجب تغییر در شخصیت انسان و ورود به مرحله بعد می شود. یکی از این مراحل هشتگانه، مرحله نوجوانی (سنین 18 11 سالگی) است. در چنین دوره ای، مساله هویت شخص باید حل شود و شخص به یک خودپنداری معتدل و هویت منسجم دست یابد. در واقع می توان چنین گفت که تعارض روانی این دوره، مربوط به شکل گیری احساس هویت و پراکندگی اجزای مختلف آن است.

حل تعارض زمانی ممکن خواهد بود که نوجوان بتواند بر جوانب منفی این تعارض و بحران غالب شود و هماهنگی درونی در ایفای وظایف مختلف را به دست آورد. چنان که پیش از این نیز بیان شد، نوجوان در این دوره با پرسش های مهم بسیاری مواجه می شود. او پیش از این نیز در مقاطعی همچون دوره کودکی با سوالات بسیاری مواجه بوده است.

در دوران کودکی هنگام طرح پرسش و برای یافتن پاسخ، سراغ بزرگسالان می رفت؛ اما در دوران نوجوانی هم پرسش کننده و هم پاسخ دهنده، خود اوست. او از خود سوال می کند و خود را در اجتماع، خاص و تنها می یابد.

دورانی که نوجوان سپری می کند آمیخته با اضطراب و دو دلی است. زمان باید سپری شود تا او به وحدت هویت برسد. چنین فاصله زمانی است که اریکسون از آن به عنوان بحران هویت یاد می کند.

از یک سو اریکسون بحران هویت را اصطلاحی برای توصیف فرآیند فعال توصیف خویشتن در نظر می گیرد و از سوی دیگر، بر این باور است که بحران هویت جزو لاینفک از رشد روانی اجتماعی سالم است.

هر فرد در فاصله زمانی از آغاز بلوغ تا شروع زندگی شغلی و خانوادگی، نقش های مختلفی را تجربه می کند. در جریان این تجربه ها، نوجوان خود را با قهرمان های مختلف همانند کرده و رفتارهای گوناگون، علایق و جهان بینی ها را تجربه می کند. آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این مساله است که همانندسازی ها جنبه سمبلیک ندارند.

این به آن معناست که تجارب نوجوان کاملا جدی است و نوجوان به ایفای بازی نقش ها نمی پردازد، بلکه در عمل نقش های مختلف را به تجربه شخصی در می آورد. در جریان همانندسازی، نوجوان درصدد حصول تصویری یکپارچه از خود است.

تحقیقات نشان داده است در جوامع ابتدایی الگوهای همانندسازی و نقش های اجتماعی محدود است و در نتیجه هویت یابی تا حدودی سهل تر صورت می گیرد، اما در جوامع پیچیده و صنعتی، هویت یابی کاری بس دشوار و مستلزم در نظر گرفتن مجموعه تقریبا نامحدودی از امکانات است.

● نظریه جیمز مارسیا

دیدگاه اریکسون پیرامون رشد هویت از سوی بسیاری از متخصصان بررسی و تحلیل شده است. یکی از این محققان به نام جیمز مارسیا یک مصاحبه سازمان یافته را برای طبقه بندی هویت نوجوانان تدوین کرده است.

در دیدگاه مارسیا در پیوستار هویت یابی اریکسون 4 وضعیت هویتی به شرح زیر وجود دارد که می توان آنها را بر حسب وجود مساله ای در زمینه هویت از نظر تشخیص و توانایی در حل آن مساله، از یکدیگر متمایز کرد.

دستیابی به هویت (identity achievement): افرادی که در این وضعیت قرار دارند، بحران هویت را پشت سر گذاشته اند. ثبات شخصیت، انسجام فکری و جدیت در انتخاب شغل از ویژگی های مهم این افراد است. این قبیل افراد مثلا خود را نه دانشجوی انترنی، بلکه پزشک آینده می بینند. همچنین این افراد در قبال باورهای مذهبی و سیاسی خانواده خود، هر آنچه را که با هویتشان همخوانی نداشته است، کنار گذاشته اند.

هویت یابی ناقص (identity foreclosure): افرادی که در این گروه قرار دارند، فاقد تجربه بحران هستند و برای تعیین هویت، خود را تسلیم نظر والدین کرده اند. آنان بی چون و چرا مذهب و باورهای خانواده خود را پذیرا می شوند. هنگامی که از موضع سیاسی شان سوال می شود، از بی رغبتی در باب اندیشیدن پیرامون این موضوعات سخن به میان می آورند. مسلما اگر رویداد مهمی ارزش های آزمون شده آنها را به چالش بطلبد احساس سردرگمی خواهند کرد.

تعلیق هویت (moratorium): افرادی که در این گروه قرار می گیرند، در حال تجربه بحران هویت هستند. هرچند این افراد تلاش می کنند ارزش ها، علایق، بینش و حرفه خاص خود را کشف کنند، اما هنوز نتوانسته اند تصمیم دقیق و روشنی در باب این مسایل اتخاذ کنند. به عبارت دیگر، این افراد در برزخ میان علایق خود و علایق والدینشان گرفتار شده اند.

چنین افرادی ممکن است برای مدتی طبق منش و رفتار والدین و اعتقادهای مذهبی و سیاسی آنها گام بردارند، ولی با اندک تاملی آنها را کنار می گذارند. این افراد در بهترین شرایط، آدم های حساس، اخلاقی و روشنفکر و در بدترین شرایط، افرادی اضطراب زده، مردد و جزم اندیش به نظر می رسند.

پراکندگی هویت (identity diffusion): اصطلاح پراکندگی هویت مترادف با مفهوم سردرگمی در هویت یابی اریکسون است. فارغ از این که افراد متعلق به این گروه در گذشته دچار بحران بوده یا نبوده باشند، در هر صورت هنوز مفهوم یکپارچگی از خود حاصل نکرده اند. برای مثال، ممکن است فردی علاقه مند باشد به دانشکده حقوق برود یا به کار تجارت مشغول شود؛ اما عملا کاری نکند و علاقه ای هم به مذهب یا سیاست نداشته باشد. از خصوصیات این افراد می توان بدبینی، سطحی نگری و سردرگمی را نام برد.

● سردرگمی هویت

از نگاه اریکسون، در مطلوب ترین شرایط، بحران هویت باید در اوایل یا اواسط دهه سوم عمر حل شود تا فرد بتواند به مسایل دیگر زندگی بپردازد. هنگامی که این امر تحقق یابد، می توان گفت فرد به هویت خود دست یافته است. به آن معنا که فرد به مفهوم یکپارچه ای از هویت جنسیتی، جهت گزینش شغلی و جهان بینی نایل شده است.

اگر در روند شکل گیری هویت، نوجوان موفقیتی کسب نکند، به پراکندگی شخصیت دچار می شود. به عبارت دیگر، تا زمانی که بحران هویت حل نشده باشد، فرد مفهوم یکپارچه ای از خود به دست نخواهد آورد.

اریکسون از چنین پیامد ناگواری به عنوان سردرگمی هویت (identity confusion) یاد می کند. فرد در حالت سردرگمی هویت علاوه بر پراکندگی شخصیت به ناسازگاری اجتماعی گرفتار می شود و یک هویت منفی به دست می آورد.

برخی به اشتباه نفی ارزش های والدین از سوی نوجوانان را به تعارض میان نسل ها تعبیر کرده اند، اما از نگاه اریکسون چنین دشمنی ای میان نسل ها وجود ندارد و در صورت نشان دادن واکنش عاقلانه و صبورانه در مقابل نوجوان، می توان در جهت رشد نوجوان و شکل گیری درست هویت او گام برداشت.


منابع 1 اتکینسون زمینه روان شناسی هیلگارد ترجمه براهنی و رشد ششم 1386 2 سیف کدیور و روان شناسی رشد 1 سمت 1380 3 لطف آبادی حسین روان شناسی رشد 2 سمت 1380 4 شولتز تاریخ روان شناسی نوین ترجمه سیف شریفی رشد 1375 مهدی میرلو
روزنامه جام جم