طلاق حادثه ای مهم و سهمگین در زندگی است و دوران پس از طلاق ، پستی ها و بلندی های زیادی دارد. گاهی فشار و ضربه روحی طلاق آن قدر زیاد است که زخمی عمیق و همیشگی بر جای می گذارد ...
بعضی ها جدایی را هرگز باور نمی کنند و نمی پذیرند و بعضی دیگر پس از مدتی زندگی عادی روزمره را پیش می گیرند، اما در باقی روزهای زندگی ، تلخی طلاق و ترس از وابستگی و جدایی را به دوش می کشند. حتی به هم خوردن نامزدی هم می تواند به همین صورت دردناک و ناراحت کننده باشد؛ اما برای هر دردی درمانی هم وجود دارد. شما با رعایت چند نکته ساده می توانید ناراحتی و افسردگی پس از طلاق را تا حد زیادی تخفیف دهید و خود را برای زندگی پس از طلاق آماده کنید .
● احساساتتان را سرکوب نکنید
همه کسانی که طلاق را تجربه کرده اند می دانند که خشم و افسردگی چاشنی لاینفک آن است .
غالبا مردم از احساس ناراحتی ، غصه ، افسردگی و خشم ، می ترسند. گاهی قدرت این احساسات تیره و تار به حدی است که می تواند همه زندگی شما را تحت الشعاع خود قرار دهد، اما باید آگاه باشید که گرچه ممکن است این احساسات خیلی شدید و منفی باشند، اما مقطعی هستند و تجربه آنها شما را نابود نمی کند و اگر به خودتان اجازه بروز این احساسات را بدهید خیلی حالتان بهتر خواهد شد. از سوی دیگر اگر شما آگاهانه یا ناخودآگاه احساس خشم وغم ناشی از طلاق را سرکوب کنید، هرگز دیگر نمی توانید رابطه ای سالم و صحیح برای ازدواج برقرار کنید و همیشه کوله بار زخم های کهنه را به روابط جدیدتان وارد می کنید؛ پس به جای فروخوردن احساساتتان ، آنها را بیرون بریزید و بروز دهید .
● زندگی ادامه دارد
معمولا وقتی دو نفر تصمیم به ازدواج می گیرند، رویاها و خواسته های مشترک و شیرینی را در سر می پرورانند. یکی دیگر از کارهای دردناک پس از جدایی فراموش کردن این آرزوهاست. این کار بسیار مشکل است چون همان رویاها هستند که توان حرکت رو به جلو را به شما می دهند، اما باید به یاد داشته باشید که جدایی از کسی که کاخ آرزوهایتان را با او ساخته بودید به معنای پایان همه چیز و نابودی رویاهایتان نیست. شما هستید که باید خود را بازیابید و آرزوها و اهدافی که با شرایط کنونی شما هماهنگ هستند را به اجرا درآورید .
یکی از مهمترین نیازهای افرادی که واقعه بزرگی مثل طلاق را پشت سر گذاشته اند، داشتن کسی است که به حرف هایشان گوش بدهد. کسی که آنها را قضاوت نکند و با دلسوزی با آنها همدردی کند. از دوستان و نزدیکانتان بخواهید که بدون اظهار نظر پای درد دل شما بنشینند و فقط گوش بدهند. لازم نیست شما را نصیحت کنند و یا نظرشان را راجع به احساسات تلخ شما ابراز کنند. پس خجالت نکشید و خواسته خود را ابراز کنید و تقاضای کمک کنید. اگر چنین شخصی در اطرافیان شما وجود ندارد می توانید از یک مشاور کمک بگیرید .
● اشتباهاتتان را بپذیرید
بخش مهمی از سفر شما به سمت بازیابی سلامت روانتان ، درک اتفاقاتی است که باعث جدایی شما شده است. شما باید با صداقت کامل تمام اتفاقات و مسیری را که باعث اختلاف و در نهایت جدایی شما و همسرتان شده است را با خود مرور کنید. سعی کنید به جای ملامت کردن طرف مقابل ، نقش خود را در کل ماجرا پیدا کنید و با شجاعت خطاهایتان را بپذیرید. به انتخاب های اشتباهتان فکر کنید. چه کارهایی را می توانستید متفاوت انجام دهید؟ آیا اگر دوباره در همان شرایط قرار بگیرید، عکس العملتان متفاوت خواهد بود؟ این بازنگری را با هدف توانمند کردن خود انجام دهید. به خاطر داشته باشید که شما قربانی این ازدواج نبوده اید و حتما سهمی در اشتباهات یا مسیری که به جدایی ختم شده است ، داشته اید. این فکر به شما اعتماد به نفس می دهد و توانمندتان می کند .
به دلایلی که به خاطر آنها همسر سابقتان را انتخاب کرده بودید فکر کنید. معمولا اغلب ما تنها دلیل انتخاب همسرمان را دوست داشتن می خوانیم ، اما در واقع آنچه ما دوست داشتن می خوانیم نیازهای بی پاسخی است که اغلب حس می کنیم. مثل نیاز به مورد محبت واقع شدن ، نیاز به این که کسی عاشق ما باشد و به ما احتیاج داشته باشد. نیاز به پیدا کردن کسی شبیه به پدر یا مادر که به ما در تخفیف کمبودهای دوران کودکی کمک کند. نیاز به کسی که ما را تایید کند و حس خوبی به ما القا کند .
ترس ها هم می توانند ما را به علاقه مند شدن به شخص دیگری ترغیب کنند. ترس از تنها بودن و بی پشتوانه بودن از شایع ترین ترسهایی است که ما را به سمت ازدواج سوق می دهد، آیا این دلایل می توانند پایه محکمی برای یک زندگی زناشویی موفق باشند؟ بدون شک جواب این سوال منفی است. شما باید همسر خود را به خاطر فضایل اخلاقی او، مشترک بودن اهداف کلی زندگی و داشتن همراهی رهرو در سفر زندگی انتخاب کنید .
● بخشش بر هر درد بی درمان دواست
هم خود و هم همسر سابقتان را ببخشید. به این فکر کنید که هر دوی شما نسبت به میزان آگاهی و تجربه خود بهترین عملکرد را در شرایط بحران انجام داده اید و حتی اگر یکدیگر را آزار هم داده اید به خاطر بدجنسی و توهین نبوده بلکه شرایط این گونه اقتضا می کرده است و شاید هم به خاطر دفاع و حفظ خود در آن لحظات مجبور به بروز چنین رفتارهایی شده اید. بخشش شما را از قید تنفر و افسردگی و ملامت آزاد می کند؛ البته نباید انتظار داشته باشید که بخشش و فراموشی آسان حاصل شود. بخشش به تمرین نیاز دارد، تمرین مداوم و روزانه ، به همسر سابقتان فکر کنید و او را برای همه چیز ببخشید .
● رابطه را کاملا قطع کنید
برای فراموش کردن همسر سابقتان باید 3 تا 6 ماه او را اصلا نبینید. شاید فراموش کردن او سخت ترین و دردناک ترین بخش طلاق باشد؛ چون شما به حضور فیزیکی او و دوستی نزدیک با او عادت کرده اید و همیشه از دست دادن یک دوست و امین حتی به هر دلیلی که باشد بسیار مشکل است ، اما اگر می خواهید از عواقب و آسیب های طلاق شفا یابید، باید این دوست را از دست بدهید .
سعی کنید تماس خود را با او به حداقل برسانید و اگر بچه دارید، اجازه بدهید والدین شما بچه را به ملاقات پدرش ببرند. در آخر باید بدانید که طلاق یک عمل پر استرس و دردناک است که مسیر زندگی شما را برای همیشه تغییر می دهد. برای مواجهه با این تغییر باید قوی باشید و از خود مواظبت کنید. غذای خوب بخورید، ورزش کنید و خوب بخوابید. برای تقویت روحیه هم می توانید به کارهای خلاق هنری یا ورزش هایی چون یوگا روی آورید .
نقش دوست خوب هم در این دوران بسیار حیاتی است. اجازه ندهید تنهایی اذیتتان کند. دوستان خوبی پیدا کنید و با آنها به مسافرت بروید. طلاق آخر زندگی نیست ، بلکه شروعی دوباره با کوله باری از تجربه است .
حال که تصمیم نهایی مبنی بر جدا شدن والدین از یکدیگر شده، به راستی این امر چه عواقبی را برای خود آنان و چه مشکلاتی را برای فرزندانشان در بر خواهد داشت؟ هر چند طلاق همواره مراحل قانونی خود را طی می کند و یک سیر منطقی را دنبال مینماید، اما بسیاری از وجوه احساسی آن در بیرون از جلسه دادگاه خودشان را نشان می دهند. والدین موظفند تا با آموزش های لازم در زمینه تاثیرات سوء آن، هم در مورد خود و هم در مورد فرزندانشان آشنایی پیدا کنند.
زمانیکه سخن از در نظر گرفتن حقوق فرزندان و طرز برخورد با آنها به میان می آید، باید مراقب بود تا هیچ گاه قوانین زیر از ذهن دور نشوند: تنها افرادی که در بطن ماجرای طلاق گرفته اند، اما با این وجود باز هم به فرزندان خود علاقمند هستند، پدر و مادر میباشند. در حالیکه وکلا، قضات، مشاوران اجتماعی و مسیولان بهزیستی از هیچ تلاشی برای یافتن علایق کودکان کوتاهی نمی کنند، تنها والدین هستند که بر اساس عشق لایزال خود می توانند تصمیمات صادقانه ای در جهت رشد و ارتقای آنها بگیرند. به علاوه پدران و مادران همراهان همیشگی هستند که :
1) حتی زمانیکه طلاق قطعی شده و به مرحله اجرا در می آید، باز هم در کنار فرزندان خود باقی می مانند و به آنها عشق می ورزند؛
2) پس از جدایی به اندازه کافی در کنار آنها باقی بمانند تا بتوانند تاثیرات سوء طلاق را بر روی آنها از نزدیک مشاهده کنند؛
3) و نهایتا این قدرت و اختیار را دارند تا تصمیمات مهم را در مورد فرزندانشان اتخاذ نمایند.
خوشبختانه تفاوت کمی میان فرزندان طلاق و کودکانی که در کنار هر دو والدین خود زندگی می کنند، وجود دارد. به همین دلیل چندان دور از تصور نیست که پس از طلاق کودک از نظر روان شناسی همچنان به رشد طبیعی خود ادامه دهد و با سلامت نسبی پرورش پیدا کند. البته باید توجه داشته باشید که این امر یک نتیجه گیری کاملا کلی است و ممکن است در موارد اختصاصی نتیجه با آنچه در این قسمت ذکر شد به طور کلی متفاوت باشد.
مسیله دیگری که در این قسمت باید مورد توجه قرار داد، این است که آیا تغییرات ایجاد شده در رفتار کودکان صرفاً به دلیل ماهیت طلاق و جداشدن والدین از یکدیگر صورت می پذیرند، یا اینکه به دلیل مناقشه هایی است که در خانه از نظر آنها می گذرد.
به عبارت دیگر آیا مشکلات فرزندان برخاسته از تغییر در سیستم بنیادین خانواده است، یا اینکه تنها پی آمد درگیری های پی در پی، تنش های اقتصادی، و مراقبت های ناکافی است؟ اگر مبنا را بر روی کشمکش ها و درگیری های خانوادگی و نه جدا شدن پدر و مادر از یکدیگر بگذاریم، آنگاه باید اذعان داشت که تاثیرات سوء آن شایع تر شده و منطقه وسیع تری از مشکلات را به خود اختصاص می دهند. البته اگر بنا را بر اساس چنین فرضیه ای استوار کنیم، تیوری دیگری مطرح خواهد شد: در خانواده هایی که پدر و مادر در کنار هم زندگی می کنند نیز ممکن است فرزندان شاهد جر و بحث و مشاجره های گاه و بی گاه باشند؛
▪ چه کمکی از دست والدین مطلقه بر می آید
▪ والدین باید چه کاری انجام دهند
▪ در مورد طلاق با فرزندان صحبت کنید
اگر آنها به اندازه کافی بزرگ شده اند و معنا و مفهوم زندگی مشترک را درک می کنند، می توانید با دیدی باز وضعیت موجود را برایشان توضیح دهید. سن فرزندان، تعیین کننده طرز بیان و نوع مطالبی است که در طی گفته های خود باید به آنها اشاره داشته باشید.
● کودک را نیز در جریان امور قرار دهید:
سعی نکنید از زیر بار مسیولیت های خانوادگی خود شانه خالی کنید. نقش های قبلی خود که قبل از طلاق نیز وجود داشته اند را به دست فراموشی نسپارید.
▪ چیزی بیش از یک حمایت معمولی به آنها ارایه دهید
میزان حمایتی که زن و شوهر هر یک در فرآیند هضم جریان طلاق از محیط بیرون دریافت می کنند، تاثیر بسزایی بر روی حس مسیولیت پذیری آنها در قبال فرزندانشان دارد. تحقیقات گویای این مطلب هستند که 30 درصد از خانم ها و آقایون پس از جدا شدن از همسرانشان دچار افسردگی می شوند. اگر در یک چنین شرایط بقرنجی قرار گرفتید، می توانید به دنبال پشتیبانی و حمایت از جانب اقوام، دوستان، مراکز مشاوره اجتماعی و....باشید. البته باید بدانید که تاثیرات سوء طلاق حتی منابع حمایت شما را نیز تحت الشعاع قرار می دهند. دوستان و خانواده ممکن است به دلیل ثبت تجربه طلاق در زندگی از شما فاصله گرفته و تمایل چندانی به ساپورت فرزندان شما از خود نشان ندهند.
●ارتقا توانایی های فردی
قابلیت ها و مهارت های شخصی والدین، ارتباط مستقیمی با توانایی حمایت آنها از فرزندانشان دارد. پژوهش های اخیر به پدر و مادرهای تازه طلاق گرفته پیشنهاد میکند که:
1) توانایی خود را در عرصه شغلی ارتقا بخشند (شغل جدیدی را شروع کنند)؛
2) گرایشات سنتی خود را در مورد سکس تغییر دهند ( این امر به آنها کمک می کند تا به وسیله اراده با احساسات منفی مقابله کرده و آنها را تغییر دهند)؛
3) توانایی های فردی خود را به منظور ایجاد روابط جدید اجتماعی افزایش دهند؛
4) در صدد ادامه تحصیل برآیند ( شاید این امر از نظر اقتصادی چندان مقرون به صرفه به نظر نرسد)؛
5) درآمد خود را افزایش دهند ( طلاق معمولا باعث می شود تا نحوه زندگی از نظر کیفی، از استاندارهای معقول فاصله بگیرد، به ویژه برای خانم های خانه داری که پس از مدت ها مجبور می شوند از خانه، وارد محیط جدید کاری بشوند)؛
6) از نظر احساسی خود را متحول کنید و عواطف درونی تان را رشد دهید؛
7) با یک نیروی تازه در صدد جبران گذشته برآیید و سعی کنید سلامت عاطفی خود را از نو بدست آورید ( ارتباط مستقیمی بین میزان آسیب و توانایی افراد در وقف دادن خودشان با شرایط جدید وجود دارد). هر چه والدین سریعتر و راحتتر بتوانند خود را با شرایط موجود وقف دهند و سریعتر بهبودی حاصل نمایند، این روند در فرآیند بهبودی فرزندانشان نیز تاثیر گذاشته و آنها را قادر می سازد تا زودتر به شرایط آرمانی پیش از طلاق باز گردند.
● تعریف تازه از نقش های والدین
کودک باید به طور کامل در جریان امور قرار گرفته و تغییر و تعدیل در نقش های خانوادگی والدینش را به درستی درک کند، او باید بداند از این پس چه کسی، چه نقشی را به عهده خواهد داشت. چه کسی آشپزی می کند؟ و این کار را چه زمانی می تواند انجام دهد؟ کدامیک از آنها از این به بعد او را از کلاس فوتبال به خانه بر میگردانند؟ و ... البته پیش از اینکه اینطور مسایل را با فرزندان خود در میان بگذارید، ابتدا خودتان باید بر سر آنها به توافقق دست پیدا کنید. یکی دیگر از مواردی که به واسطه طلاق تحت الشعاع قرار می گیرد مقوله نظم و انضباط است. چه کسی تصمیمات نهایی را می گیرد و چگونه آنها را به مرحله اجرا خواهد گذاشت؟
باید دانست، یکی دیگر از مضرات طلاق از این قرار است که توقع و انتظارات معقول پدر و مادر از فرزندان کاهش پیدا کرده و به همین دلیل تمایل کمتری برای گفتگو با آنها از خود نشان می دهند و چندان رقبتی به برقراری ارتباط ندارند. می بایست تلاش کنید و تا آنجا که می توانید انتظارات خود را با موارد مشابه آن در پیش از طلاق مطابقت دهید. اگر نسبت به رفتار فرزند خود بی توجهی کنید و روی او کنترلی نداشته باشید، در آینده شاهد تاثیرات زننده این بی توجهی بر روی خصوصیات اخلاقی کودک خود خواهید بود.
● ایجاد سازگاری میان کودک و همسالانش
کودکان معمولا از قضیه طلاق پدر و مادر خود خجالت می کشند و از درمیان گذاشتن این موضوع با هم سن و سال های خود به شدت می هراسند. فرزند شما چگونه میتواند این موضوع را با همسالان خود مطرح کند؟ این امر چه تاثیری در رابطه او با جمع دوستانش می گذارد؟ آیا مجبور می شود دوستان قبلی خود را ترک کرده و در پی یافتن دوستان جدیدی براید؟ لازم به ذکر است که نقش والدین در تفهیم این تغییر ناگهانی به فرزندان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
▪ آسیب هایی که در پی تشخیص اشتباه والدین در ازدواج پدید می آید:
زن و شوهرهایی که از یکدیگر جدا می شوند، به درستی می دانند که خودشان جزء تنها افرادی نیستند که نتوانسته اند زندگی مشترک موفقی را دنبال کنند؛ اما باید این مطلب را نیز در نظر داشت که عواقب طلاق فقط محدود به زن و مرد نمی شود، بلکه کل خانواده را در بر می گیرد. آیا کودک شما هم می تواند قبول کند که مبحث طلاق برای بسیاری از افراد دیگر در سطع جامعه عمومیت دارد؟ پدر و مادر باید به عمق آثار طلاق در فرزندان خود بیندیشند و همواره راههای مکالمه و گفتگو و ارتباط متقابل با فرزندانشان را باز نگه دارند.
▪ پذیرش ازدواج مجدد پدر و مادر:
اگر یکی از والدین و یا هر دوی آنها تصمیم به ازدواج مجدد بگیرند، الزامی است پیش از اینکه دست به هر گونه اقدامی بزنند، تاثیرات بالقوه این امر بر روی کودکان را در نظر گرفته و پیشاپیش خود را برای رویارویی با آنها آماده سازند.
● مواردی که والدین باید حتی الامکان از آن اجتناب ورزند
▪ مشاجره و کشمکش:
کودکان به مشاجره های پس از طلاق به مثابه نوعی تفرقه نگاه می کنند و این مسیله سبب می شود میزان آسیب دیدگی آنها از این تعارض خانوادگی افزایش پیدا کند.
▪ ناسازگاری بیشتر والدین:
پس از طلاق، انتظارات والدین از فرزندان خود نسبت به گذشته تغییر پیدا می کند. به علاوه آنها تصور می کنند که نباید اجازه دهند فرزندشان بیش از این از نظر احساسی آسیب ببیند، به همین دلیل در نحوه منطقی انجام وظایف پدری و مادری خود خلل ایجاد کرده و با دید عاطفی و احساسی با قضیه برخورد می کنند. آنها باید مطلع شوند که اگر تنها به خاطر حفظ سلامت روانی کودکانشان هم که شده، باید از نظر تربیتی، یک محیط کاملا پایدار و با ثبات را ایجاد نموده و برای نگهداری و مراقبت فرزندان خود از تکنیک های موثر و علمی بهره بجویند.
▪ حمایت کمتر از فرزندان:
کودکان پس از طلاق نیاز به حمایت عاطفی بیشتری نسبت به گذشته پیدا می کنند. متاسفانه چنین نیازی درست مصادف می شود با موقعی که مدت زمان وجود پدر و مادر در کنار بچه ها کاهش پیدا می کند . آنها باید تا آنجایی که می توانند تلاش کنند تا نیازهای روحی و عاطفی کودکان خود را برآورده سازند.
▪ استفاده ابزاری از کودک بر علیه همسر:
متاسفانه در حین طلاق، خانم ها و آقایون درگیر جنگ های عاطفی با یکدیگر میشوند. هنگامیکه خشم و خشونت بر آنها مستولی می شود، حاضرند تا هر کاری که از دستشان بر می آید برای مقابله با طرف دیگر انجام دهند. در این شرایط هیچ قربانی دیگری بهتر از فرزندانشان را پیدا نمی کنند. ابراز خشونت وجوه متفاوتی دارد که میتواند شامل موارد زیر نیز باشد: نسبت دادن صفات نا مناسب به کودک، سلب کردن حقوق مسلم او، اهانت و تهدید های بیجا و بی مورد و غیره. این امر کودک را در موقعیت روحی نامطلوبی قرار داده و سبب می شود تا احساس ناکامی عاطفی و اضطراب غیر قابل وصفی در او ایجاد شود.
خبرگزاری زنان ایران مردمان
سرزمین جاوید www amirparizad com 2 1