جوان امروز را صفحه خانگی کنید ورود به سایت عضویت تبلیغات تماس با ما درباره ما صفحه اصلی
تبلیغات
 
با بیش از 4000 دقیقه کلیپ و فیلم

مسیر جاری: صفحه اصلي / اخبار ایران و جهان / اجتماعی

تبلیغات 
یک راه ساده و رایگان برای افزایش ترافیک سایت شما
مستند زیبای زندگی پرندگان
آمار لحظه به لحظه قیمت طلا،سکه و ارز
هرآنچه یک طراح نیاز دارد!
با متد کرایگ نلسون
آموزش کامل طراحی به سبک جی نومو
... بیشتر بدانید
خانواده آقای هاشمی به کازرون رفتند
پنج شنبه 6 آبان 1389   -  7:03 ب.ظ
خانواده آقای هاشمی به کازرون رفتند
شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی.
به نقل از مشرق: شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه می دادیم به نمکی ،او نم نمک بهمون می داد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار می داد، تابستون ها هم دمپایی پاره می گرفت جوجه های رنگی می داد.شما یادتون نمی یاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید 1 ساعت قبل بخاری تو حموم روشن می کردیم.

شما یادتون نمیاد، کیک می خریدیم پونزه زار. کاغذ زیرش رو هم می جویدم!

شما یادتون نمیاد آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!

شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.


شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.

شما یادتون نمیاد ، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!

شما یادتون نمیاد اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا؟
 
شما یادتون نمیاد، این چیه این چی چیه؟ کفش نهرین بچه ها, شما هم میخواین؟ بـــــله..

شما یادتون نمیاد سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شک…ر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.

شما یادتون نمیاد: ستاره آی ستاره پولک ابر پاره، به من بگو وقتی که خواب نبودی بابامو تو ندیدی؟
دیدمش از اونجا رفت اون بالا بالاها رفت بالا پیش خدا رفت
خدا که مهربونه پیش بابام میمونه
گریه نمیکنم من که شاد نباشه دشمن

شما یادتون نمیاد چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد 4 تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.

شما یادتون نمیاد، همیشه کفش پاشنه بلندای مامانمونو می پوشیدیم و احساس بزرگی بهمون دست میداد.

شما یادتون نمیاد چکمه پلاستیکی که مامانا از کفش ملی میخریدند پامون میکردند.

شما یادتون نمیاد اون سریالی که مرد دوچرخه سوار میگفت دریا موجه کاکا دریا موجه (دریا با کسره د )

شما یادتون نمیاد…جنازه از ویدئو راحت تر جا به جا می شد!

شما یادتون نمیاد شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.

شما یادتون نمیاد که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید تموم داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.

شما یادتون نمیاد،انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…

شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.

شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!

شما یادتون نمیاد, سریال روزی روزگاری که پخش میشد تیکه کلام رایج بین مردم شده بود “التماس نکن”

شما یادتون نمیاد، تو بلفی و لیلیبیت.. عمو دکتره همیشه مست و پاتیل بود! دماغش همیشه قرمز بود و بطزیش دستش!

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون.

شما یادتون نمیاد آتروپات رو که گرم میکرد.

شما یادتون نمیاد ولی سره کلاس انشاء که میشد اگه نوشته بودیم دل تو دلمون نبود معلم صدا بزنه ولی اگه ننوشته بودیم زنگ استراحت دل درد میگرفتیم!

شما یادتون نمیاد اون وقتا واسه ختنه کردن دکتر نمیرفتیم که…یه دونه اوستا کار میومد با یه قیچی!

شما یادتون نمیاد یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.

شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!

شما یادتون نمیاد دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد.

شما یادتون نمیاد! روی فیلمای عروسی، موقعی که دوماد داشت حلقه رو توی انگشت عروس می کرد؛ آهنگ یه حلقه طلایی معین و می ذاشتن.

شما یادتون نمیاد:قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..
شما یادتون نمیاد تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی…

شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.

شما یادتون نمیاد ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.
پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه. 
Bookmark and Share
نظرات کاربران پیرامون این مقاله  
جمعه 7 آبان 1389   darya aram
chand lahze maro bordi un durduraaaaaaaaaaaaaa yadesh bekheir
جمعه 7 آبان 1389   sara
salam, faghat yek nokhte khanevadeye aghaye hashemy ro bar aks goftid az kazeroon raftand neyshaboor na az neyshaboor be kazeroon! kheyli chizaye ghashangy yadam andakhtid mesle emtehan dadan , zire miz raftan kif gozashtan
جمعه 7 آبان 1389   حسین
شما یادتون نمی آد: پنجشنبه ها که از مدرسه تعطیل می شدیم همگی با این شعار از کلاس در می اومدیم که هی .. هو..تعطیله! بعد جلوی دفتر مدیر که می رسیدیم همه ساکت می شدیم و دو متر اون طرف تر دوباره هی..هو..تعطیله!
شنبه 8 آبان 1389   shaygan
یه لحظه از غم های بزرگ شدن رها شدم دست شما درد نکند.
شنبه 8 آبان 1389   ناشناس
واقعا يادش بخير دستت درست دوست عزيز عجب روزهاي بود هييييييييييييييييييييييييييييي ... زندگي
سایر صفحات
1234
ثبت نظر شما  



 
   تازه های ایران و جهان   
اجتماعی
پزشکی و سلامت
سیاسی
سینما و تلویزیون
موسيقي
سرگرمی
معارف اسلامی
حوادث
علم و فناوری
ورزش
استخدامی ها
تمدید ثبت نام کنکور نودویک
فرصت مجدد ثبت نام در کنکور سراسری سال ۹۱ برای آن دسته از داوطلبانی که تاکنون...
«وام زيارت» به دانشجويان پرداخت می شود...
كليه دانشجويان دانشگاه‌های وزارت علوم شامل دانشگاه‌های دولتی، علمی - كاربردی،...
عیدی‌ امسال کمتر از نصف‌ سال‌های‌ گذشته
روزنامه جمهوري اسلامي نوشت:كارمندان و بازنشستگان دولتي از اينكه عليرغم...
پایان جهان در 2012به گفته استاد رائفی...
اسفندماه دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی اصفهان شاهد حضور استاد رائفی پور خواهند...
 
  فروشگاه جوان امروز  
آموزش طراحی Gnomon
قیمت: 6800- 4800 تومان
آموزش طراحی با مداد
قیمت: 3500- 2800 تومان
نقاشی به روش فرانک کلارک
قیمت: 8000- 7000 تومان
آموزش طراحی مینیاتور
قیمت: 7900- 7000 تومان
  سبک زندگی فرهنگ و اندیشه اجتماعی دین و مذهب علم و دانش پزشکی و سلامت